بررسی و ترانویسی تصنیفی نغمه‌نگاری‌شده به شیوۀ تلفیقی (ابجدی-نقطه‌ای) از مهدی‌قلی هدایت (مخبرالسّلطنه)، با نگاهی به فواصل پیشنهادی منتظم‌الحکماء

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشدِ پژوهش هنر، دانشگاه پیام نور تهران‌شرق، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه موسیقی، دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 دانشیار گروه هنر، دانشگاه پیام نور تهران‌شرق، تهران، ایران.

چکیده

نگارنده در این مقاله درنظر دارد که پس از بررسی جزئیات روش نغمه‌نگاری تلفیقی مهدی‌قلی هدایت، که در پیوستی با عنوان دستور ابجدی در انتهای کتاب مجمع‌الادوار شرح داده شده است، تنها تصنیف باکلامی که به این روش در انتهای نوبت دوم این کتاب نغمه‌نگاری شده است را برای نخستین بار ترجمه و ترانویسی کند. روش نغمه‌نگاری مذکور، به‌طور کلی از ترکیب نغمات هفده-گانه ابجدی در نظام موسیقایی مکتب منتظمیّه، و علائم زمانیِ روش اروپایی حاصل شده است، که صفت انتخابیِ «ابجدی-نقطه‌ای» نیز به این تلفیق اشاره دارد. می‌توان گفت که جایگزین شدن حروف ابجدی موسیقی قدیم به‌جای استفاده از نقطه‌ها، کلیدها، خطوط حامل، و علامت‌های عرضی در نظام نت‌نویسی اروپایی، نگارش نغمات موسیقی ایرانی را در روش هدایت بسیار آسان‌تر و دقیق‌تر کرده است. هم‌زمان، استفاده از علائم متریک موسیقی اروپایی نیز امکان نگارش دقیق‌تر ارزش‌های زمانی را نسبت به نمونه‌های اولیّه نغمه‌نگاری ابجدی فراهم می‌کند. نکته قابل توجه درخصوص ترانویسی نغمات در روش تلفیقی مخبرالسلطنه این است که هدایت، هم‌چون اهل عمل موسیقی در زمان عبدالقادر مراغی (قرن نهم هجری)، فواصل نظری در رسالات موسیقی‌دانان مکتب منتظمیه را، که ریشه یونانی دارند، مطبوع نمی‌داند، در عوض فواصل دیگری را به پیشنهاد منتظم‌الحکماء برای هفده نغمه مذکور ارائه می‌دهد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

An analysis and transcription of a song-text notated in a fusion notation method (Abjadic-metric) by Mehdi-Gholi Hedāyat (Mokhber-al Saltaneh), considering the suggested intervals of Montazam-al Hokamā'

نویسندگان [English]

  • Farzad Daemi Milani 1
  • Hooman Asadi 2
  • Anahita Moghbeli 3
1 Master of Research in Art (MA), Department of Art, Payame Noor University, Tehran-East, Tehran, Iran.
2 Associate Professor, Music Department, College of Fine Arts - Faculty of Performing Arts and Music, University of Tehran, Tehran, Iran.
3 Associate Professor, Department of Art, Payame Noor University, Tehran-East, Tehran, Iran.
چکیده [English]

Although it seems that oral tradition has always been used for music education, preservation, and a representation of Persian musical culture, nevertheless, different notation methods have been applied at least since the ninth century in the Persian Empire and Islamic world. The most important and comprehensive of these methods has been the Abjadic alphabetical notation; an enhanced kind of notation system which was recognized in the form of a seventeen-tone temperament in the musical treatises of a thirteenth-century music school, called “Systematist”. Based upon this system, the contemporary Iranian musicologist, Mehdi-Qoli Hedāyat (Mokhber-al Saltaneh) (1863 – 1955) presents a unique Iranian fusion notation method (Abjadic-metric) in his lithographic printed book “Majma-al-Adwār”, which consists of a combination of modal structures of the said Abjadic seventeen-tone temperament, and the metric structure of the today’s European notation method, as well as some additional ornaments and articulation marks that are related to the performing techniques on the Persian instrument “Setār”. Although, these signs are not commonly used today, or are used in another sense, but undoubtedly are the essential elements for notating the elegance of Persian traditional melodies. In this article, after analyzing the details of Hedāyat’s notation method, which is described in “Dastur-e Abjadi”, an appendix to his book, the current author also transcribes the only song-text (Tasnif) notated in this fusion method in Majma-al-Adwār. The most important advantage of Hedāyat’s fusion notation method is that by replacing the Abjadic tone-letters of seventeen-tone scale with the European elliptical neumes on staffs, the need of using additional “accidentals” is eliminated, and there is also no need to use staff lines or ledger lines, neither to use any clefs and key signatures! The tone-letter “A” or “Alef” is the first pitch in the Abjadic notation System, which would be the fundamental tone of the lowest open string of the instrument, and the remaining tone-letters are tiered respectively to cover the almost two-octave range of an Iranian traditional instrument. However, one of the fundamental drawbacks to Hedayat’s fusion notation could be the non-differentiation of the same tone-letters in different octaves. Another advantage of Hedayat’s method is the application of the European metric system, which allows the more precise notation of time values, compared to the early Abjadic examples, in which the time values were simply written in natural numbers below each tone within a parallel horizontal line. An important point to be considered in the transcription of Hedayat’s song-text is the theoretical Pythagorean intervals of the Systematist musical school -except the octave (2:1), perfect fifth (3:2), perfect fourth (4:3), and major second (9:8)- are recognized as “unpleasant” by the practical maestros of both present and past times. Hedayat writes that “Abd al-Qādir [Maraghi] claims that the maestros of that time [(fourteenth century)] did not accept the Greek intervals, and manipulated them”. Instead, he presents a table of alternative intervals, most probably obtained aurally but also correspondent to the 53-EDO temperament, at the suggestion of Montazam-al Hokamā’, the most prominent Setar player at that time.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Mehdi-Qoli Hedāyat
  • Majma-al-Adwār
  • Dastur-e Abjadi
  • Notation
اسلامی، امیرحسین؛ صلحی، مهدی؛ هدایت، مهدی‌قلی. (1392). ردیف موسیقی ایرانی به‌روایت مهدی صلحی (منتظم‌الحکما)، نغمه‌نگاری مهدی‌قلی هدایت (مخبرالسّلطنه)، تصحیح و بازنویسی:‌امیرحسین اسلامی. تهران: انتشارات دانشگاه هنر.
انارکی، امید. (۱۳۹۷). خوانش آرای موسیقایی مهدی‌قلی هدایت، در رسالۀ مجمع‌الادوار، در بستر گفتمان سنّت و تجدّد. پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد رشتۀ موسیقی‌شناسی (اتنوموزیکولوژی)، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران.
حامدی‌نژاد، سپنتا. (۱۳۹۸). تصحیح، تفسیر و تحلیل ردیف منتظم‌الحکما با رویکردی تطبیقی: مطالعۀ موردی دستگاه چهارگاه. پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد رشتۀ موسیقی‌شناسی (اتنوموزیکولوژی)، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران.
خالقی، روح‌اللّه. (1396). سرگذشت موسیقی ایران. تهران: انتشارات صفی‌علی‌شاه.
همان. (1340). مخبرالسّلطنه هدایت، دانشمند موسیقی‌شناس. رادیو ایران. شماره۶۱،صص 1۸و ۱۹ و 30.
همان. (1334). موسیقی‌شناس. موزیک ایران. شماره ۵ سال چهارم، مهرماه، ۱۳صص و 29 و30.
دائمی میلانی، فرزاد. (1398). بررسی و تحلیل سیرِ تحوّلِ نغمه‌نگاری(نُتاسیون) در موسیقیِ ایران و جهانِ اسلام. پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد رشتۀ پژوهش هنر، مرکز پیام نور تهران شرق، دانشگاه پیام نور استان تهران.
ستایشگر، مهدی. (1388). نام‌نامه موسیقی ایران‌زمین: (شرح احوال موسیقی‌دانان و موسیقی‌پژوهان و پژوهش‌های موسیقایی). تهران: انتشارات اطلاعات.
صفوت، داریوش (با همکاری نِلی کارُن). (1391). موسیقی ملّی ایران. تهران: انتشارات ارس.
فاطمی، ساسان. (1393). تاریخ جامع ایران، جلد18 (تاریخ موسیقی قاجار)، 245-293. تهران: مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی.
قادری، آرشام. مِنا، شهاب. (1397). ردیف میرزا عبداللّه به روایت مهدی صلحی (منتظم‌الحکما) - آوانگاری مهدی‌قلی هدایت (جلد اول: دستگاه شور). تهران: نشر خنیاگر.
هدایت، مهدی‌قلی. (1388). دستور ابجدی در کتابت موسیقی. فصلنامۀ ماهور. شماره 44، 43صص-63.
 همان. (1317). مجمع‌الادوار، دوره کامل موسیقی از عبدالمؤمن تا هلمهلص، چاپ سنگی. طهران.
همان. (1301). ردیف موسیقی ایرانی. کتابخانه دانشگاه هنر تهران، نسخه خطّی.
Helmholtz, HERMANN L. F. (2013). On the sensations of tone. Courier Corporation.
Wright, Owen. (1994). Abd al-Qādir al-Marāghī and Alī B.Muhammad Binā'ī: Two Fifteenth-Century Examples of Notation Part 1. Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London. Vol. 57, No. 3, 475-515.
Ibid. (1978). The Modal System of Arab and Persian Music A.D. 1250-1300. London: Oxford university press.