نقش نهاد بروکراتیک آموزش مدرسه‌ایِ عصر رضاشاه در مشروعیت یابی ساختار میدان تئاتر نوین ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه هنرهای نمایشی، دانشکدۀ هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانش ‏آموختۀ دکتری تئاتر، دانشکدۀ هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

یکی از مهم‏ترین تاکتیک‏های حکومت رضاشاه، در سامان‏دهی فرهنگی، ایجاد نهاد رسمی و بوروکراتیک راهبری تولیدات هنری و نظارت بر آن بود. این نهاد‏ـ در ادامة راهبرد تکوین جامعۀ نوسازی‏شده بر پایة ناسیونالیسم مدرنیستی مطلقه و اقتدارگرایی مرکزگرایانه‏ـ بر دو رکن ارتش و بوروکراسی استوار بود. میدان تازه‏تأسیس و رو به مشروعیت تئاتر نوین ایران نیز تحت نظارت این نهاد قرار گرفت؛ یکی از نشانه‏های مهم این امر سامان‏دهی آموزش مدرسه‏ای تئاتر برای پرورش هنرمندان در راستای سیاست فرهنگی سازمان پرورش افکار بود. در این مطالعه، ضمن بررسی زمینه‏های شکل‏گیری سیاست فرهنگی عصر یادشده، فرایند ایجاد آموزش مدرسه‏ای تئاتر و چگونگی اکتساب سرمایة تحصیلی برای افزایش سرمایة فرهنگی کنشگران تئاتر بررسی می‏شود. از نتایج این امر می‏توان کوشش حاکمیت برای کنترل نیروهای مرکزگریزی را برشمرد که در دنیای هنر تئاتر گرد می‏آمدند و حاشیۀ مقاومی را در برابر مرکزیت خودکامه شکل می‏دادند. نکتة دیگر، پرورش نسل تازه‏ای از کنشگران تئاتری است که، نسبت به پیشروان قدیم میدان تئاتر، حائز منش متفاوتی بودند و تئاتر را به سوی خصلت‏های زیبایی‏شناختی پیش می‏بردند. همچنین، تغییر در میزان و نوع سرمایة فرهنگی موجب پرورش کنشگرانی شد که از کنش عمدتاً سیاسی به کنش عمدتاً زیباشناختی در تولید آثار خود سوق یافتند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Role of New Schooling System of Reza Shah Era as a Bureaucratic Institution in the Legitimacy of the New Iranian Theatre

نویسندگان [English]

  • Farindokht Zahedi 1
  • Behrooz Mahmoodi-Bakhtiari 1
  • Saied Assadi 2
1 Associate Professor, Faculty of Dramatic Arts, College of Fine Arts, Tehran University, Tehran, Iran
2 PhD Graduate, Faculty of Dramatic Arts, College of Fine Arts, Tehran University, Tehran, Iran
چکیده [English]

In the history of modern Iranian theatre, the establishment of official and academic institutions responsible for teaching theatre is noteworthy. How such institutions were founded, and what sort of functions they were supposed fulfill and other societal factors, is a historical perspective which has not undergone a rigorous study. The present paper will focus on the history of Iranian theatre, employing a sociological approach. The theoretical framework used for this study, is that of French sociologist and theorist of the 1970’s and 1980’s, Pierre Bourdieu. His most well-known book Distinction, gives us a model for analyzing different "social capitals”. In his opinion, cultural activity requires a specific legitimacy to flourish. In other words, without a specific purpose, cultural activity becomes small and meaningless. The fledgling theatre of the Reza Shah's era was not an exception. Although theatre was introduced in Iran in the late 19th century and the first major Iranian plays were written during that time, the essential and substantial growth of this art took place during Reza Shah Pahlavi's reign during which the first academic institutions were established to expand and maintain the art of theatre in the country. In this specific period, one of the major tactics in the organization of cultural activities was the establishment of an official and bureaucratic institution for the supervising and guiding artistic endeavors. After Reza Shah's coronation as a king, modernization was based on a nationalistic and central power, which took its basis from the army and bureaucratic organizations. The newly established field of Iranian theatre was also under strict supervision of the governmental organization named Sazman e Parvaresh e Afkar (Organization for the Growth of Thoughts) in order to gain the legitimacy it required for the new cultural situation of the country. This organization paved the way for the foundation of the theatre schools in order to train educated theatrical artists. These artists were not simply trained, but were actually driven towards issues which were of interest for the central government, thus referring back to Bourdieu’s “social capitals”. That is why we see plenty of nationalistic plays and performances in that specific time scope, fulfilling the visions of the societal modernization in the eyes of the reigning king. The present study deals with this issue by considering the cultural grounds of the early 20th century in Iran, and studies the process of the establishment of theatrical schools, which provided educational capital for the cultural capital of the people active in theatre of that time. The article shows the efforts on the part of the central government to control non-central theatrical groups which were believed to be a resisting margin against the government. The other factor that is considered, is the development of a new generation of theatre artists who behaved differently in comparison to their predecessors, and aimed to drive their artistic productions towards aesthetic values. This created a change within a change. As a reaction to all of these changes, the cultural capital led to the emergence of artists who were ultimately driven away from politics towards aesthetics in their theatrical productions.

کلیدواژه‌ها [English]

  • New Iranian Theatre
  • Bureaucratic Institution of Education
  • legitimacy
  • Cultural Capital
  • Educational Capital
آبراهامیان، یرواند (1389)، تاریخ ایران مدرن، ترجمة محمدابراهیم فتاحی، نشر نی، تهران.
اتابکی، تورج (گردآوری و تألیف) (1387)، تجدد آمرانه جامعه و دولت در عصر رضاشاه، ترجمة مهدی حقیقت‏زاده، ققنوس، تهران.
بشیریه، حسین (1378)،جامعة مدنی و توسعة سیاسی در ایران، مؤسسة نشر علوم نوین، تهران.
بروجردی، مهرزاد (1384)،روشنفکران ایرانی و غرب: سرنوشت نافرجام بومی‏گرایی، ترجمة جمشید شیرازی، نشر و پژوهش فرزان روز، تهران.
بوردیو، پی‏یر (1390)، تمایز نقد اجتماعی قضاوت‏های ذوقی، ترجمة حسن چاوشیان، نشر ثالث، تهران.
تقوی، سیدمصطفی (1389)، امنیت در دورۀ رضاشاه، مؤسسة مطالعات تاریخ معاصر ایران، تهران.
جنتی عطایی، ابوالقاسم (1333)، بنیاد نمایش در ایران، صفی‏علیشاه، تهران.
جهانبگلو، رامین (1379)، ایران و مدرنیته: گفت‏وگوهای جهانبگلو با پژوهشگران ایرانی و خارجی در زمینة رویارویی ایران با دستاوردهای جهان مدرن، گفتار، تهران.
سپهران، کامران (1388)، تئاترکراسی در عصر مشروطه (1304ـ1285)، نیلوفر، تهران.
سو، آلوین (1384)،تغییرات اجتماعی و توسعه، ترجمة مهدی مظاهری، انتشارات پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی، تهران.
شهبازی، کاظم و اعظم کیان‏افراز (1387)،تئاتر ایران در گذر زمان 2، 1342 ـ1357، نشر افراز، تهران.
فرتر، لوک (1387)، لویی آلتوسر، ترجمة امیر احمدی آریان، نشر مرکز، تهران.
فنائیان، تاج‏بخش (1386)، هنر نمایش در ایران تا سال 1357، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
کاتوزیان، محمدعلی (1393)، تضاد دولت ملت نظریة تاریخ و سیاست در ایران، نشر نی، تهران.
لرنر، دانیل (1383)، گذر از جامعۀ سنتی؛ نوسازی خاورمیانه، ترجمة غلامرضا خواجه‏سروی، انتشارات پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی، تهران.
 مسگر، علی‏اکبر (1388)، «نهادهای هویت‏ساز در دورة پهلوی اول: نمونه سازمان پرورش افکار»، پیام بهارستان، 3.
مصلی‏نژاد، عباس (1388)، فرهنگ سیاسی ایران، فرهنگ صبا، تهران.
مصلی‏نژاد، عباس (1393)، سیاست‏گذاری ساختار قدرت در ایران، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
ملک‏پور، جمشید (1386)، ادبیات نمایشی در ایران، ج 3،  توس، تهران.