ارائۀ راهکاری برای هارمونیزه‌کردن بر مبنای ساختار فواصل دستگاه سه‌گاه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس‌‌ارشد آهنگ‌سازی، دانشکدة موسیقی، دانشگاه هنر، تهران، ایران

2 استادیار دانشکدة موسیقی، دانشگاه هنر، تهران، ایران

چکیده

نگارنده در این مطالعه درنظر دارد روشی جدید برای هارمونیزه‌کردن موسیقی ایرانی، با توجه به ساختار فواصل دستگاه سه‌گاه، ارائه دهد. دلیل انتخاب دستگاه سه‌گاه وجود بیشترین فاصلة مُجنب (135/145 سِنتی)  در این دستگاه  نسبت به سایر دستگاه‌هاست. در این روش، همة نغمه‌‌های مورد استفاده در هر گوشة اصلی از پنج ردیف معتبر شمرده شده و با توجه به آمار استفادة آن‌ها و استفاده از کتاب‌های تجزیه و تحلیل ردیف، مهم‌ترین نغمه‌ها برای ساخت آکورد آن گوشه انتخاب شده است. گوشه‌های انتخابیآن‌هایی هستند که دارای فضای مُدال مخصوص به خودند و آن‌ها را گوشه‌های اصلیِ دستگاه سه‌گاه (درآمد، زابل، مویه، مخالف، و مغلوب) نامیده‌ایم. فضای مُدال دستگاه سه‌گاه از به‌هم‌پیوستن مدهای تشکیل‌دهندة هر یک از گوشه‌های اصلی شکل گرفته و ارائة هارمونی مناسب برای کل دستگاه با بررسی این گوشه‌ها امکان‌پذیر است. از نتایج به‌دست‌آمده می‌توان به دو نوع آکورد برای هر یک از گوشه‌ها اشاره کرد: آکورد اول متشکل از نغمه‌های اصلی است؛ در آکورد دوم نغمه‌های اصلی با نغمه‌هایی که در آن گوشه نقش ملودیک را ایفا می‌کنند همراه شده‌اند. بنابراین، برای پیوند این آکوردها، با توجه به ترتیب چیدمان گوشه‌ها در دستگاه سه‌گاه، از نغمه‌های ملودیک در یک وصل هارمونیکِ مناسب استفاده شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

An Approach to Harmonizing Based on the Structure of Intervals in the Dāstgah Segāh

نویسندگان [English]

  • Atefeh Einali 1
  • Seyyed Hossein Meysami 2
1 MA in Composition, Faculty of Music, Art University, Tehran, Iran
2 Assistant Professor, Faculty of Music, Art University, Tehran, Iran
چکیده [English]

This paper attempts to suggest a new method for harmonizing Persian classical music according to the interval structure of Dastgāh Segāh. One of the requirements was made when performing solo was overshadowed, and then the tendency to use ensembles was increased. Each sort of ensemble needs polyphonic music, and scholars have sought to find a way to produce polyphony in Persian harmonic format. From 1954 (1314), this criteria has been used to examine polyphonic Persian harmony. However they are generally based on the principles of western music, and as a result, there are some deficiencies. The phenomenological method which is going to be used here, is a method that replaces the current external framework of examination of Persian harmony with a different framework from within Persian music. Considering that and the potential and structure of Iranian music, the method presented here is to investigate phenomenon internally; the reason for selecting the Dastgāh Segāh is that, compared to other Dastgāhs, it has the most “Mojanab interval” (135-145 cent). In this method, all the notes in each main Gūshe of the five credible Radif are taken into account, and considering usage statistics of them as well as the books analyzing Radif, the most significant notes for composing a chord for that specific Gūshe are chosen. The chosen Gūshes are those with specialized modal qualities, which we have called them the main Gūshes of Dāstgah Segāh, that include: Darāmad, Zābol, Mūye, Mokhālef, Mağlūb. The modal ambience of Dastgāh Segāh is formed by unifying the component modes of each main Gūshe and representing an appropriate harmony for the whole Dasgāh. For a more accurate analysis of these Gūshes, the five credible Persian music Radif (Radif Sāzi Mirzā Abdollāh, Aghā Hosseingholi, Mūsā Maroufi, Montazem-ol-Hokamā, and Radif Avāzi Abdollāh Khān Davāmi) are compared with each other. The assumptions of this paper can be summarized as follows: 1. The possibility of composing some chords with interval Mojanab (wider than a minor second and narrower than a major second) can be found by structural analysis of the currently available intervals of Dastgāh Segāh in different Radifs; 2. The main chords of Dastgāh Segāh can be explained based on the structure of modal Gūshes of that Dastgāh since a Dastgāh is formed by the modes which are arranged in a particular order; 3. For composing chords proportional to Dastgāh Segāh, the role of notes such as Shāhed, the final and other important notes in each Gūshe, needs to be considered. The findings suggest two types of chord for each Gūshe. The first chord contains the main notes, and the second one suggests the main notes are accompanied by the notes which play a melodic role in that Gūshe. Thus, for making a connection between these chords considering the arrangements of Gūshes in Dastgāh Segāh, melodic notes in an appropriate harmonic connection are used.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Dastgāh
  • Segāh
  • Harmony
  • Mode
اسعدی، هومان (1382)، بنیادهای نظری موسیقی کلاسیک ایرانی: دستگاه به عنوان مجموعه‏ای چندمُدی، فصل‏نامة موسیقیماهور، 22: 43-56.
اسلامی، امیرحسین (1392)، ردیف موسیقی ایرانی به روایت مهدی صلحی (منتظم‏الحکما) نت‏نویسی مهدیقلی هدایت، دانشگاه هنر، تهران.
بیضایی، سیاوش (1382)، خاستگاه ربع ‏پرده در موسیقی ایران، فصل‏نامةموسیقیماهور، 21: 64-65.
پایور، فرامرز (1384)، ردیف آوازی و تصنیف‏های قدیمی به روایت استاد عبدالله دوامی، مؤسسة فرهنگی‏- هنری ماهور، تهران.
پیرنیاکان، داریوش (1380)، ردیف میرزا حسینقلی به روایت علی‏اکبر شهنازی، مؤسسة فرهنگی‏- هنری ماهور، تهران.
دورینگ، ژان (1385)، ردیف میرزاعبدالله برای تار و سه‏تار، مؤسسة فرهنگی‏- هنری ماهور، تهران.
شهمیری، امین (1388)، درآمدی بر صوت‏شناسی در موسیقی، نشر نی، تهران.
فرهت، هرمز (1380)، دستگاه در موسیقی ایرانی، ترجمة مهدی پورمحمد، انتشارات پارت، تهران.
معروفی، موسی (1374)، ردیف هفت دستگاه موسیقی ایران (همراه با شرح ردیف موسیقی ایران نوشتة دکتر مهدی برکشلی)، چ 3، انجمن موسیقی ایران، تهران.
وزیری، علینقی (1391)، آرمونی موسیقی ایرانی یا موسیقی ربع پرده، شرح و بسط و ویرایش: امیر معینی، انتشارات سرود، تهران.