اعتدال سیاسی و تدبیر عقلانی در سه‌گانة اورستیا اثر آیسخولوس: با تأملی بر مسألة آریوپاگوس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

کارشناس ارشد پژوهش هنر، دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه علم و فرهنگ تهران، تهران

چکیده

این مقاله تفسیری است تاریخی بر سه‌گانة اورستیا اثر آیسخولوس، که بر آن است تا ایدة سیاسی این سه‌گانه را با استمداد از روش مطابقت تاریخی اثر و تاریخ سیاسی یونان باستان تبیین کند. دستمایة این مقاله برای تحقق این هدف، تبیین موضع‌گیری اورستیا در برابر انحلال آریوپاگوس است. آریوپاگوس، نهادی قضایی بود که بر حُسن اجرای قوانین در آتن نظارت داشت و در پی سال‌ها مجادلات سیاسی الیگارشی و دموکراسی آتن، در 460 ق.م توسط دموکرات‌ها منحل شد. دلیل این اقدام این بود که این نهاد طی سالیان متمادی، از کارکرد نظارتی و دموکراتیک خود تهی شده و به اهرم اِعمال فشار اشراف علیه مردم مبدل شده بود. هدف این مقاله، تبیین موضع سیاسیِ آیسخولوس در برابر مجادلات سیاسی دموکراسی و الیگارشی آتن است. بنابه یافته‌های مقاله، آیسخولوس نه از دموکراسیِ افراطی جانبداری می‌کند و نه از الیگارشیِ ستیزه‌جو. بلکه وی خواستار استقرار شکلی از حکومت است که می‌توان آن را «حاکمیت قانون» نامید. فی‌الواقع آیسخولوس وفادار به قسمی عقلانیت و اعتدال سیاسی در برابر دو قسم از افراط سیاسی است. قسم نخست این افراط، پافشاری بر سنت و خون­خواهی است؛ و قسم دوم آن انحلال انقلابیِ نهادی قانونی است که فلسفة وجودی‌اش حاکمیت عقلانیت در عرصة سیاسی است. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Political Temperance and Rational Contrivance in the Oresteia Trilogy by Aeschylus: Reflecting on the Problem of Areopagus

نویسنده [English]

  • Farhad Soleimannejad
MA in Art Researches, Faculty of Art and Architecture, Tehran University of Science and Culture, Tehran, Iran.
چکیده [English]

The council of Areopagus as a judicial establishment monitored the proper implementation of rule of law in the polis (city-state) of Athens. While, the main responsibility and duty of Areopagus was to adjudicate the cases of the most serious crimes, it intervened in the political affairs as well. Eventually, after long-lasting political conflicts between Athenian oligarchy and democracy, this establishment lost its political power due to democrats’ struggles led by Ephialtes in 460 BC. The reason was that Areopagus had lost its supervisory and democratic functions during these years, and had turned into a political leverage in the hands of oligarchs against the crowd. Therefore, after dominating oligarchy, Athenian democracy did not hesitate to limit the power of Areopagus. Two years later, in the 458 BC, Aeschylus, who was a trenchant advocate of democracy, celebrated the reopening of Areopagus in the Oresteia trilogy. Although Aeschylus’ political idea is apparently in conflict with the demands of Athenian democracy, he is not considered to be a conservative oligarch. In the play, Pallas Athena, the goddess of wisdom in Greek mythology, is the founder of this judicial establishment, and counters the demands of Eumenides (Greek deities of vengeance), who represent tradition. On the other hand, Eumenides’ demands accord with tradition and administration of justice according to “blood for blood”; however, to Athena, such justice will result in chaos and disturbance. Athena demands that the administration of justice be allotted to a legal and democratic institution through establishing the council of Areopagus; whereas, the realization of justice according to tradition and the demands of Eumenides, in fact, indicate the deviation of justice to violence. That being so, Aeschylus’ political thought is the practice of rational contrivance and political temperance resisting two kinds of extremes. The first insists on implementing tradition and revenge, which is symbolized by Eumenides, and the second is the revolutionary confrontation with a legal establishment whose nature is based on the rule of law and rationality in the political arena. In fact, instead of revolutionary overthrow of Areopagus, Aeschylus more wishes to reform its hegemonic and non-democratic functions. The Rule of Law based on temperance and rational contrivance as against violence is Aeschylus’ firsthand political thought, which is represented by the establishment of Areopagus. Therefore, Aeschylus is a reformist politician not a revolutionary one. In this respect, Aeschylus as a reformist thinker of drama is a follower of Solon (Regulator and politician), who is considered among the most famous political philosophers of ancient Greece. Solon was the founder of Athenian democracy and the developer of the idea of moderation in politics. In other words, it was he who initiated the modern idea of Tolerance. Solon insisted on the will of man and morality for security, peace and elimination of violence to be gained. Undoubtedly, this idea is contradictory to the divine providence. Aeschylus also agrees with Solon in that both emphasize free will, morality, and rejection of determinism. All these innovative concepts are a rational contrivance to realize rationality in politics.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Aeschylus
  • Oresteia
  • Areopagus
  • Political Temperance
  • Rational Contrivance
آیسخولوس (1376)، اورستیا، ترجمه‌ی عبدالله کوثری، تجربه، اصفهان.
ارسطو (1381الف)، اخلاق نیکوماخوس، ترجمه‌ی سیدابوالقاسم پورحسینی، دانشگاه تهران، چاپ دوم، تهران.
ارسطو (1381)، سیاست، ترجمه‌ی حمید عنایت، علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، تهران.
ارسطو (1383)، اصول حکومت آتن، ترجمه‌ی محمدابراهیم باستانی پاریزی، نشر علم، چاپ چهارم، تهران.
براکت، اسکار.گ (1375)،  تاریخ تئاتر جهان (جلد اول)، ترجمه‌ی هوشنگ آزادی‌ور، مروارید، چاپ دوم، تهران.
پوپر، کارل (1379)، درس‌های قرن بیستم (دو مصاحبه و دو گفتار منتشر نشده از کارل پوپر)، ترجمه‌ی هرمز همایون‌پور، فرزان روز، تهران.
توسیدیدس (1377)،  تاریخ جنگ پلوپونزی، ترجمه‌ی محمدحسن لطفی، خوارزمی، تهران.
دورومی‌یی، ژاکلین (1386)، تراژدی یونانی، ترجمه‌ی خسرو سمیعی، قطره، تهران.
کندی، مایک دیکسون (1385)، دانشنامه‌ی اساطیر یونان و روم، ترجمه‌ی رقیه بهزادی، طهوری، تهران.
گرانت، مایکل و جان هیزل (1384)، فرهنگ اساطیر کلاسیک، ترجمه‌ی رضا رضایی، نشر ماهی، تهران.
گلدهیل، سایمون (1380)، درباره‌ی اورستیا، ترجمه‌ی رضا علیزاده، نشر مرکز، تهران.
لائرتیوس، دیوگنس (1387)، فیلسوفان یونان، ترجمه‌ی بهراد رحمانی، نشر مرکز، تهران.
ملشینگر، زیگفرید (1366)، تاریخ تئاتر سیاسی (جلد اول)‌، ترجمه‌ی سعید فرهودی، سروش، تهران.
نگی، گرگوری (1387)، هسیود، در کتاب هسیود و هومر، کارها و روزها، تبارنامه‌ی خدایان، نبرد غوک‌ها و موش‌ها، ترجمه‌ی ابراهیم اقلیدی، مرکز، تهران.
هاوزر، آرنولد (1370)، تاریخ اجتماعی هنر، جلد اول، ترجمه‌ی ابراهیم یونسی، خوارزمی، تهران.
هرودوت (1380)، تواریخ، ترجمه‌ی وحید مازندرانی، افراسیاب، تهران.
یگر، ورنر (1376)، پایدیا (جلد اول)، ترجمه‌ی محمدحسن لطفی، خوارزمی، تهران.